نیمه شعبان سالروز ولادت با سعادت حضرت حجت بن الحسن امام مهدی(ع) مبارک باد
ای قلم سؤزلرونده اثر یوخ
نیمه شعبان سالروز ولادت با سعادت حضرت حجت بن الحسن امام مهدی(ع) مبارک باد
ای قلم سؤزلرونده اثر یوخ
نیمه شعبان سالروز ولادت با سعادت حضرت حجت بن الحسن امام مهدی(ع) مبارک باد

امام حسين (ع): « يكي از دربهاي بهشت آن است كه مردم براي حل
مشكلشان به شما مراجعه ميكنند ؛ اين درب را به روي خود نبنديد »
تاثیر قصه گفتن براي تكامل مغز کودکان
متخصصان روان شناسي ، قصه گفتن را براي تكامل مغز نوزادان و كودكان لازم مي دانند و ميگويند: با قصهگويي ، علاوه بر شناساندن صداي والدين ، صحبت كردن براي كودك راحت ميشود و كلمات را صحيح و كامل ادا ميكند
بقیه در ادامه مطلب
اولین ها در تبریز در تاریخ ایران
در مورد اینکه چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایر کرد اختلاف است
[ ٢۶ ] امااولین چاپخانه سربی با حروف فارسی و عربی توسط
میرزا زین العابدین تبریزیدر تبریز دایر شد.
[ ٢٧ ] اولین کتاب منتشرشده توسط این چاپخانه رساله جھادیهمیرزاعیسی خان قائم مقام بود. این چاپخانه در سال ١٢۴۵ تعطیل شد. در آن
زمان ھنوز واژه چاپ متداول نشده بود و به این دلیل آن را باسمه خانه،
[
بصمه خانه، مطبعه، دارالطباعه و دارالطبع می نامیدند.[ ٢٨بعد از دایر شدن
چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شھرستان ھایبقیه در
ادامه مطلب
سالروز بعثت با برکت آخرین پیام آور الهی حضرت محمد(ص) مبارک باد

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)
سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع شد كه ...........

سالروز ولادت مبارک مولای متقیان، امیر مومنان حضرت امام علی (ع) بر همه مسلمانان مبارک باد
علي اي هماي رحمـت تو چه آيتـي، خدا را كـه به ما سوا فكنـدي هـمـه سـايه هـمـارا
دل اگرخدا شناسـي هـمـه در رخ علـي بـيـن به علي شـناختم من به خـدا قسـم خــدارا
به خـــدا كـه در دو عــالــم اثـر ازفنا نمـانـد چوعلـي گرفتـه باشـد سـرچشمـه ي بقارا
مگراي سحاب رحمـت تو ببـاري ارنـه دوزخ به شـرارقهـر سـوزد هـمـه جـان ماسـوا را
برو اي گـداي مسكـين درخـانـه ي علـي زن كـه نگيـن پادشـاهـي دهـد ازكـرم گـدارا
به جز علي كه گـويـد به پـسـركه قـاتـل مـن چواسيـر توسـت اكنون به اسيـركن مدارا
به جـزعلـي كـه آرد پـســري ابوالـعـجـا ئـب كـه علم كنـدبـه عـالم شـهــداي كربلا را
چـوبه دوسـت عهـد بنـدد زمـيـان پـاكـبـازان چـوعلـي كه مي تواند كه به سـربرد وفارا
نه خـدا توانمش خواند نه بشـرتوانمش گفت مـتـحيـرم چــه نـامم شـه ملـك لافـتـي را
به دو چشم خونفشانم هله اي نسيـم رحمـت كـه زكـوي او غباري به من آر ، توتيـا را
به اميـد آنكه شـايد برسـد به خـاك پـايـت چـه پيـامها سـپـردم همـه سـوز دل صبا را
چو تويي قضاي گردان ، به دعاي مستمندان كـه زجـان مـا بگـردان ره آفـت قـضـا را
چـه زنم چـو ناي هـردم زنـواي شـوق او دم كه لسـان غيـب خوشتـر بنـوازد اين نوا را
«همه شب در اين اميدم كه نسيـم صبحگاهي بــه پـيــام آشـنــايـي بـنــوازد آشـنــا را »
ز نـواي مـرغ ياحـق بشـنـو كـه در دل شـب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا
«« شعر از محمدحسين شهريار »»